بخشی از کتاب نیایش دکتر علی شریعتی
همواره تو را سپاس می گزارم که هرچه ، در راه تو و در راه پیام تو ، پیشتر می روم و بیشتر رنج می برم ، آن ها که باید مرا بنوازند ، می زنند ،آن ها که باید دستم را بفشارند ، سیلی می زنند ، آن ها که باید در برابر دشمن دفاع کنند پیش از دشمن حمله می کنند و آن ها که باید در برابر سم پاشی های بیگانه ستایشم کنند ، تقویتم کنند ، امیدوارم کنند و تبرئه ام کنند ، سرزنشم می کنند ، تضعیفم می کنند ، نومیدم می کنند ، متهمم می کنند تا از تنها پایگاهی که چشم یاری دارم و پاداشی ، نومید شوم ، چشم ببندم ، رانده شوم ... تا تنها امیدم تو شود ، چشم انتظارم تنها به روی تو باز ماند ، تنها از تو یاری طلبم ، تنها از تو پاداش گیرم ، در حسابی که با تو دارم شریکی دیگر نباشد ، تا : تکلیفم با تو روشن شود ، تا تکلیفم با خودم معلوم شود ، تا حلاوت اخلاص را - که هر دلی اگر اندکی چشید هیچ قندی در کامش شیرین نیست - بچشم .
پشت هیچستانم....