نظریه نمویافتگی آرنولد گزل
آرنولد گزل
وی به سال (1880) به دنیا آمد و در سال 1960 چشم از جهان فروبست . گزل در آلمان در ایالت ویسکانسین که شهری کوچک در ساحل شمالی رودخانه می سی سی پی است بزرگ شد او در گزارشی شرح حال گونه دوران کودکی اش را چنین توصیف کرد : تپهها و آب و هوا در شهر زاد گاهم فصل ها را از یکدیگر متمایز و مشخص میکردند هر فصلی چالش ها و لذت های خویش را داشت و رودخانه با بردباری تماشاگر این تغییرات بود گزل برای توصیف زیبایی هایی که در فرایند رشد با فصل ها و توالی هایش می دید زبان مشابهای به کار میبرد .با وجود این گزل تنها یک تخیل گرای خوش سخن نبود او با مشاهدههای طاقت فرسا فرایند رشد کودک را مطالعه کرد برای آنکه اطلاعاتش را درباره فرایندهای زیستی اساسی افزایش دهد در سی سالگی با وجود اینکه قبلا دکترای خویش را گرفته بود به عنوان روانشناسی موفق کار میکرد به دانشکده پزشکی رفت او و همکارانش طی پنجاه سال کار در کلنیک رشد کودک در دانشگاه ییل مطالعاتی بسیار گسترده و مفصل درباره رشد عصبی – حرکتی نوزادان و کودکان انجام داند گزل م همکارانش هنجار هایی رفتاری بنا نهادند که آنقدر کامل بود که هنوز هم منبع اصلی اطلاعات برای روانشناسان و پزشکان متخصص کودک محسوب میشود گزل همچنین یکی از نخستین آزمونهای هوشی نوزادان را تدوین کرد و یکی از نخستین پژوهشگرانی بود که از مشاهدات فیلم برداری شده در سطح وسیع استفاده کرد گزل همچنین با طرفداری از رویکرد کودک محوری درباره پرورش کودک مطالبی نوشت در اوایل دهه ۱۹۴۰ تا پیش از آنکه اسپاک کتاب معروفش را در ۱۹۴۵ منتشر کند او مشهود ترین پزشک کودک بود همچنین اسپاک نیز تا حدی تحت تاثیر گزل قرار گرفت . او را باید پیشوای طرفداران رشد طبیعی به شمار آورد. به اعتقاد وی رشد فرایندی است با الگوهای مشخص كه از دوران، كنترل ومراقبت شده، به انجام میرسد ونه تنها شامل نمو بافتها واندام ها، بلكه شامل كاركردو رفتار خاص آنها نیز میباشد. فرهنگ ومحیط تنها به عنوان عوامل ثانوی در این فرایند موثرندو میتوانند شكل رشد را تغییر دهند، اما نمیتوانند آن را پدید آورند یا از بین ببرند.رشد طبیعی معمول شرایط ساخت درونی است كه به شیوهای منظم ودور از هر گونه یادگیری وتمرینی پدید میآید.گزل به ویژه در تعیین شیوه هاو فنون رشد برای كارشناسان وپزشكان كودك شهرت به سزای دارد. وی در مقام سرپرست كانون پژوهشهای كودك در دانشگاه (ییل) با همكاری طرفداران خود هنجارهای رشد را مشخص نمود.به اعتقاد او رفتار كودك در الگوهای معین كاملا قابل پیش بینی است وچون سرعت رشد متفاوت است، بی شك زمان مراحل رشد نیز متغیر است. گزل هنجارهای سنی را معیارهای قطعی رشد نمیشناسد، بلكه آنها را توجیهی برای هدفها به شمار میآورد و در هر یك از مراحل سنی به تفاوتهای فردی اعتبار بیشتری میدهد.وی می كوشد تركیبی از حالت های اختصاصی ومراحل رشد به وجود آورد به نظر او مراحل رشداز پیش تعیین گردیده است اما شخصیت،میزان و سرعت رشد و استعدادهای فردی حالت اختصاصی دارند. برخی رفتارها بدون تاثیر عوامل بیرونی خودبه خود پدیدار میشوند. حالتهای اختصاصی درون زاد در نظر او حائز بیشترین ارزش واعتباراند. با توجه به مطالبی كه بیان شد، بنا بر اعتقاد گزل رشد فرایندی است كه ازدرون فرد سرچشمه میگیرد ومحیط تنها یك تاثیر فرعی بر این فرایند دارد. بدین سبب وی هم درخانه وهم درمدرسه از آزادی رشد كودك در حدود توان وعلاقه او طرفداری می كندو هر نوع اجباریا محدودیت را ناقص رشد و پرورش سالم میداند،زیرا در وجود كودك روحیه منفی گرایی پدید میآوردو به سازندگی و باروری وی لطمه وارد می ساز د.
اصول گزل : گزل پایه کار را بر تاریخ زندگی فردی یا پدیدایی شکلی و کنشی فردی (روان پدیدایی)قرار داد معتقد است در تاریخ تحول فردی ،یک موجود تمام تظاهرات اساسی خود را نشان میدهد و رفتار فرد جزء این تظاهرات است.گزل کودک را یک نظام کنشی در حال رشد میداند که در تعامل با محیط به سازشهای فردی و اختصاصی دست مییابد.با استقرار یک سلسله الگو ها در طول تحول،رفتار فردتغییر میکند.او برای بررسی تحول روانی و رشد جسمانی از روش تطبیقی استفاده میکرد. او معتقد است تحول از اصولی تبعیت میکند. ۱ ) اصل سوگیری نمو : بنابر این اصل دستگاه عصبی – حرکتی از یکسو دارای تحولی از سر به پا یا اصطلاحا سری – دمی است و از سوی دیگر این تحول از نزدیک به دور یعنی از مرکز به پیرامون است ولی بین این تمایل تحول سری – دمی و از نزدیک به دور در هم آمیختگی وجود دارد . ۲ ) اصل در هم تنیدگی های متقابل : بر اساس این اصل اسقرار الگو های حرکتی و هماهنگی بین آنها شکل گیری های حرکتی پدیدار میشوند و باید فرصتی به دستگاه عصبی – حرکتی داده شود تا این الگو ها با هم هماهنگ شوند و ساختار های حرکتی را بوجود آورند . ۳ ) اصل ناقرینگی کنشی : بنابراین اصل انسان که در آغاز زندگی دو سو توان است یعنی فرقی بین سمت راست و چپ بدن خود حس نمیکند بزودی این تمایل در او قوت میگیرد که یک طرفی و یک جانبه عمل کند پس دو سو توانی حالتی موقتی است و خیلی زود در فرد تمایلی بوجود میآید که به اعضای سمت راست یا چپ بدن اعمالی را انجام میدهد و بر این اساس فرد چب برتر یا راست برتر میشود. ۴ ) اصل تفرد یا نمو یافتگی متفرد کننده : بر پایه این اصل فرد به نمو یافتگی نوعی خود دست مییابد و در عین حال به یک ردیف سازشهای اختصاصی نایل میگردد. محیط ممکن است رفتار افراد را از هم متمایز کند ولی آنچه موجودیت رفتار انسان را مشخص میکند پدیدآیی شکلی و کنشی رفتار فردی است.بنابراین محیط رفتار فرد را متمایز میکند ولی زمانی این تغییر در رفتار ظاهر میشود که عامل تفرد به نمو یافتگی لازم رسیده باشد. عامل تفرد یکی از ویژگی های تحول است که ریشه در نمو یافتگی که منشاء آن درونی است دارد.گزل میگوید در تعامل با محیط در الگوهای رفتاری ما سازشهایی ایجاد میشود و حالت یادگیری در ما را ایجاد میکند و از طریق نشو و نمای عصبی –اندامی به میراث نژادی می رسیم و از طریق فرهنگ پذیری به میراث اجتماعی می رسیم.اگر چه یادگیری و فرهنگ پذیری با نمو یافتگی در ارتباطند ولی یادگیری بخش جدایی ناپذیر نمو یافتگی است ولی فرهنگ پذیری بیشتر جنبه اجتماعی دارد و تحت تاثیر جامعه است ۵) اصل نوسانهای خود نظم جو : این اصل عبارت است از اینکه فرایند های تحول روانی مسیر ثابتی را طی نمیکنند این تحول به صورت خطی نیست و نوسانهایی دارد و یک نوع بازگشت هایی در آن صورت میگیرد گزل این خصیصه را نمو حلزونی می نامد علت این نوسانها را گزل چنین تبیین میکند یک خصیصه خود نظم جویی در زمینه عصبی وجود دارد و این خصیصه برای این است که آدمی به سازشها و تبیینهای بهتری نایل آید . مراحل رشد گزل : او از اصطلاحات مرتبه ،وهله تراز و سطح و مرحله بی تفاوت استفاده کرده است. بنابراین مرحله از دید او برشی تصنعی و حاکی از تمایزی قرادادی است گزل در اثر خود تحول روانی را از تولد تا شانزده سالگی به بیست و جهار مرحله تقسیم کرده است تصنعی بودن این تقسیم بندی . تعدد مراحل و مشکلات علمی و کاربردی آنها موجب شده است که مراحل تحول گزل را در مجامع بین المللی با سعی دو بیان ساختاری آنها در شکل ادغام شده در تعداد کمتری مراحل ارائه دهند این مراحل به هفت مرحله تقسیم میشود که عبارتند از :
ـ مرحله ۱- از تولد تا یک ماهگی :
مرحلهای است که نوزاد زندگی برون رحمی را شروع میکند و فرصتی است تا طفل رفتار های عصبی و حرکتی مقدماتی خود را با محیط سازش میدهد . این مرحله اندامهای حسی و حركتی اشنایی محدودی با محیط پیدا می كند.این مرحله مرحلی سازش با محیط و بیشتر معطوف فعالیتهای فیزیولوزیکی است.
ـ مرحله ۲- از یک تا هفت ماهگی :
مرحلهای است که بتدریج فعالیتهای حرکتی در کودک شروع میشود و اهمیت مییابد طفل سعی میکند که محیط اطراف خود را درک و لمس کند.كودك از راه حواس خود، به ویژه به یاری حس بینایی وبساوایی(لامسه)، جهان پیرامون خود رابرسی واكتشاف می كند و با اشیائ محیط اشنا میشود.از لحاظ اجتماعی و هیجانی ،اولین لبخند در او مشاهده میشودو به تدریج قادر است رفتارهای بزرگسالان را تعبیر کند و به آنها معنا دهد. ـ مرحله۳- از هفت تا هجده ماهگی : مرحلهای است که که به عنوان یک مرحله فعال تحول حرکتی محسوب میشود. كودك میتواند از جای خود حركت كند و قادر است چهار دست و پا برود و در رفتارهای حرکتی پیشرفت دارد و بهتر میتواند محیط را کشف کند. ـ مرحله ۴- از هجده ماهگی تا سه سالگی : مر حلهای است که راه رفتن استوار تر میگردد و حرف زدن استقرار پیدا میکند گزل در این مرحله کودک را که از ظرفیت تجسمی برخوردار است حیوان متفکر می خواند کودک به سرعت از الفاظ استفاده میکند و جنبه لفظی فعالیتهای خود را توسعه میدهد .كودك میتواند راه برود نیروی تازهای در خود احساس نماید وبه كشف دنیای جدیدتری نایل گردد،به ویژه میتواند از راه سخن گویی مقصود خود را بفهماند و ازنیت دیگران آگاه شود.
ـ مرحله ۵- از سه تا پنج سالگی :
مرحله پیش دبستانی است و زمانی که کودک بر سر دو راهیها قرار میگیرد از یک طرف علاقه مند است دیگران را درک کند و از طرفی نمیداند چه واکنشهایی از خود نشان دهد . كودك گرایش زیادی به پرسش وپاسخ نشان میدهد. اعمال و حركات خود را تعریف می كند،حس كنجكاوی او افزایش مییابد ودرپی فهم وچگونگی وطرزكار اشیائ درباره انچه كه به فكرش میرسد پرسش های گوناگون می كند. ـ مرحله۶- پنج تا ده سالگی : مرحلهای است که کودک در سن دبستانی است در ذهن او مسائل جاندار پنداری موج میزند با این همه مرحلهای است که کودک سعی میکند خود را با محیط خارج تطبیق دهد . در این زمان كودك به مدرسه راه مییابد وتفكرش به یك سازمان منطقی دست پیدا می كند ، حس همكاری با دیگران و توجه به حقوق آنان در او پیدا میشود . ـ مرحله ۷- ده سالگی تا شانزده سالگی : این مرحله با گسترش نوجوانی اختصاص دارد ای مرحله نشان دهنده منظومهای از دگرگونیها و فرازو نشیبها است .از ویژگی های این مرحله تشكیل گروه یا دسته با كودكان هم سال است. نسبت به جمع آوری اطلاعات درباره اشیاء و رده بندی آنها علاقه مند میشود . دستگاههای جنسی در پسران و دختران رشد می كنند و نشانههای بلوغ جسمی و نوجوانی در آنان نمایان میگردد . در ديدگاه گزل نوجوانى در مرحله هشتم و نهم تحوّل رفتار ـ بين سن يازده تا سيزده سالگى و سن سيزده تا شانزده سالگى ـ واقع شده است.
زیر مرحله يازده تا سيزده سالگى مرحله اى است كه مى توان در آن از اولين دوره نوجوانى سخن گفت. اين دوره از مشكل ترين دوره هاست. والدين متوجه مى شوند كه كودك سازش يافته قبلى بكلى تغيير كرده و رفتار او متفاوت شده است. وى ترش رو و گوشه گير مى شود و از خود واكنش نشان مى دهد; سعى مى كند ديگران را عصبانى كند يا متوجه رفتار خود گرداند و اگر اين مرحله را يك مرحله توجه به جوانب درونى بدانيم، راه اغراق نرفته ايم; زيرا در اين مرحله، ساختمان ذهنى و مسائل اخلاقى ذهنى با بعد جديدى شروع مى شوند. در اين مرحله، در نظام گزل، فهرستى از رفتارهايى كه به نظر ديگران نيامده است و جنبه توجيهى ندارد، ولى در حقيقت حاكى از همان بعد جديدى است كه در ذهن نوجوان ايجاد شده، فراهم آمده است. البته اين حالت گرفتگى و تضاد با محيط در سن دوازده، سيزده سالگى طبق نيم رخ هاى روانى گزل، دايم بهترمى شود ومادرها رضايت بيش ترى حاصل مى كنند; زيرا بيش تر با رفتار كودك خود آشنا مى شوند.
زیرمرحله سيزه تا شانزده سالگى مرحله اى است كه از سن 14 سالگى شروع مى شود، سن شكفته شدن است و كودك متوجه امور عقلانى و مذهبى و هنرى مى شود و نوعى رابطه فعّال با ديگران برقرار مى كند و حدّ نهايى اين مرحله طبق ملاك هايى كه در دست است، شانزده سالگى مى باشد. گزل پس از جنگ جهانى دوم، مطالعاتى درباره رشد و تكامل نوجوان انجام داد و كتاب نوجوانى: ده تا شانزده سالگى را در سال 1956 منتشر ساخت
پشت هیچستانم....