مدرسه پيشرو  

  امروزه ما در سطح بين المللی با اصطلاح ((مدرسه ی پيشرو)) مواجهيم. مدرسه ی پيشرو مدرسه ای است که در آن نقش مدير، ساختار مدرسه، کارکردها و اصول و مبانی حاکم بر آن به شکل نوينی تعريف و بازسازی شده است. مدرسه ی پيشرو مدرسه ای است که می تواند کارکرد خود را با توجه به نيازهای روز جامعه و کودکان تغيير دهد و آن را ارزيابی کند. آنچه مدرسه پيشرو را از مدارس سنتی متمتيز می سازد، تفاوت در ساختار و کارکردهای مدرسه است. ما در آموزش و پرورش با انسان ها در ارتباط هستيم و با آنها سرو کار داريم؛ نه صرفاً با وسايل سخت افزاری همانند اتاق، تخته و وسايل آموزشی که در جريان آموزش ما را ياری می دهند. البته تغيير شکل کلاسها و وسايل آموزشی در نتيجه ی آموزش مؤثر است؛ مثلاً وجود نور يا اکسيژن کافی در کلاس بر يادگيری تأثير می گذارد ولی چون در مدرسه ی پيشرو کودکان و نيازهای آنها بيشتر مورد توجه قرار می گيرد و محور فعاليت ها به حساب می آيد،هدف آموزش عبارت است از جنبه ی انسانی دادن به تغييراتی که در آموزش و پرورش و مدرسه صورت می گيرد.

رعايت جنبه انسانی به اين معناست که همواره نيازهای کودکان در نظر گرفته می شود و آموزش و پرورش بر اساس پاسخگويی به اين نيازها سازماندهی می گردد. البته لازم است اصول حاکم بر مدارس، نقش معلمان و تعريف کارکردهای مدرسه و محتوای کتابهای درسی نيز با نيازها و ضرورت های روز متناسب باشد. به گمان من حتی در صورت نبود کامپيوتر در مدرسه و کلاس درس،امکان آموزش اثر بخش وجود دارد.نکته مهم،ارتباطات و تعاملاتی است که در کلاس و مدرسه حکم فرماست و منظور از تغيير ساختاری نيز تغيير نرم افزارهاست.

مسأله ی مهم تغييراصول حاکم بر مدرسه و همچنين کارکردهای مدرسه است و در واقع به اينها بايد نگرش نوينی داشته باشيم.

ساختار مورد نظر نگارنده در مرحله اول شامل اصول حاکم بر مدرسه، تعريف و نقش های آن، کارکردهای مدرسه و تناسب آن با انتظارات جامعه و در مرحله دوم کيفيت تعاملات انسانی در درون اين ساختار است. به باور نگارنده، هر دوی اينها نيازمند تغيير و تحولاتی براساس رويکردهای نوين است. در اين ساختار نوين، دانش آموز در اداره  آموزش و پرورش حرفه ای معلم مشارکت دارد و اين يکی از مهم ترين امتياز مدرسه پيشرو محسوب می شود.

 


ويژگيهای مدرسه پيشرو

*1) مدرسه پيشرو توجه به همه ابعاد وجودی و شخصيتی دانش آموز در مدرسه است؛ مثلاً امروز در برنامه های آموزشی کشورهای جهان موضوع هايی با عنوان مهارت های زندگی مطرح شده است. هدف از اين مباحث، آماده کردن دانش آموزان برای زندگی در جامعه و جهان رو به پيشرفت و تغييرات سريع است و اين دقيقاً وظيفه مدرسه  است که مهارت های زندگی را به دانش آموزان بياموزد و نيز فرصت تمرين آنها را در کلاس ومدرسه فراهم آورد.

مهارت هايی از قبيل حل مسأله، تصميم گيری درست، طراحی هدف های واقع بينانه برای زندگی، تفکر انتقادی و خلاق و برقراری ارتباطات انسانی از جمله مهارت هايی هستند که به آنها توجه زيادی مبذول می شود. بدين ترتيب، مدرسه ی پيشرو مدرسه ای است که ضمن آموزش مفاهيم پايه ی رياضی،علوم تجربی، زبان وعلوم اجتماعی، جهت                

ايجاد فرصت های عملی تمرين مهارت های زندگی برای دانش آموزان به شکلی جهت دار بکوشد و به طور کلی ، مهارتهای لازم برای داشتن يک زندگی موفقيت آميز را با درنظر گرفتن تحولات اجتماعی به دانش آموزان بياموزد.

چنين مدرسه ای در درجه ی نخست همگام با تحولات اجتماعی به ايجاد تغيير در ساختار و نحوه ی اداره ی خود مبادرت می کند.

*2) مدرسه پيشرو همگامی با تحولات اجتماعی است. زمينه های گوناگونی از قبيل فناوريهای اطلاعات و ارتباطات ابعاد مختلف زندگی اجتماعی را متحول کرده و نيازهای جديدی را پديد آورده است. مدرسه ی پيشرو مدرسه ای است که آمادگی لازم برای همگام شدن با اين تحولات را درخود به وجود آورده باشد.البته مدرسه جزئی از نهادهای اجتماعی است ولی ميان تأثيرپذيری صرف و منفعلانه و واکنش نشان دادن يا فعالانه برخورد کردن و کنش نشان دادن، تفاوت عمده ای وجود دارد. مدرسه ای پيشرو قلمداد می شود که بتواند پاسخگوی انتظارات جامعه و والدين باشد، برای آنها چشم اندازهای نوينی را مطرح کند و انتظارات آنها را به افق های جديدی متوجه سازد.

*3) مدرسه پيشرو قابليت نوسازی و به روز کردن خود است؛ به اين معنا که بتواند در مقابل انتظارات نهادهای اجتماعی از مدرسه موضع گيری کند. امروز جوامع به سرعت به سوی جهانی شدن سوق می يابند يا به عبارت ديگرسوق داده می شوند. در اين شرايط، فناوری های نوين ارتباطات و اطلاعات تغييرات زيادی را در جامعه به وجود می آورد. در چنين موقعيتی، مدرسه ی مطلوب آن است که افرادی را تربيت کند که هم سنت های درست و اصولی جامعه ی خود را بياموزند و باور کنند و هم از قابليت های لازم برای درک تحولات اجتماعی،فرهنگی و اقتصادی درسطح جهان برخوردارباشند.به عبارتی،اين مدرسه بايد قادربه تربيت شهروندانی باشد که ضمن علاقمندی به مسائل جهانی، نسبت به تحولات آن واکنش نشان دهند. ضمن اينکه فرهنگ بومی خود را خوب بشناسد و به حد شايسته ای از جامعه پذيری و هويت شناسی رسيده باشند.

*4) مدرسه پيشرو کاهش عوامل درونی مدرسه است که باعث بيزاری کودکان از مدرسه می شود. در مدرسه ی پيشرو مسائلی از قبيل اُفت تحصيلی، ترک تحصيل، گريز و عدم تعلق به مدرسه در بين دانش آموزان ندارد؛ زيرا مدرسه برای آنها مکانی شوق انگيز است که کودکان در آن با حوصله و علاقه به عمق مطالب پی می برند و آنها را می فهمند، تجربه می کنند و با زندگی خود مرتبط می سازند. به علاوه، مهارت هايی را که در زندگی به آنها نياز دارند ياد می گيرند و از اين رو با علاقه به مدرسه می آيند و با اکراه آن را ترک می کنند. در نظام آموزشی کشورهای پيشرفته، بخش قابل توجهی از برنامه های درسی دوره ی آموزش عمومی به دروسی چون هنر، موسيقی کاردستی،ورزش،نقاشی،مهارت های خانه داری،فعاليت های ويژه مانند گردش علمی و تفريحی،برپايی جشنواره های فرهنگی، هنری، ورزشی و….اختصاص يافته است. در ژاپن بيش از 30 درصد از برنامه های آموزشی دوره ی ابتدايی به اين فعاليت ها اختصاص دارد و می توان گفت مدارس اين کشوراز نظر برپايی جشنواره ها ومناسبت های  شادی آور گوناگون در جهان بی همتاست.در اين کشورسی روز از سال تحصيلی به برگزاری جشنواره های مختلف  اختصاص دارد که همه ی دانش آموزان نيز فعالانه در آنها مشارکت می کنند. در مدرسه ی پيشرو بر خلاف مدرسه سنتی، پيشرفت تحصيلی و کسب مهارت های ويژه و افزايش معلومات فقط بخشی از هدف های آموزش و پرورش مدرسه است نه همه ی آن. در چنين شرايطی، مدرسه شوق انگيز می شود و دقيقاً به مکانی تبديل می گردد که کودکان دوست دارند در آن بمانند.

*5) مدرسه پيشرو اين است که درهای خود را به روی جامعه می گشايد و با آن تعاملی سازنده دارد. والدين امکان حضور فعال در اين گونه مدرسه را دارند و حتی می توانند براساس برنامه ای منظم به مشاهده ی کلاس درس بپردازند تا پی ببرند که فرزندشان در چه درسی ضعيف است، چه قدر در کلاس مشارکت دارد و تا چه ميزان به ساير همکلاسی هايش کمک می کند. والدين پس از مشاهده ی کلاس در مورد فعاليت های آموزشی فرزندانشان با معلم گفت وگو می کنند تا بدانند که چرا فرزندانشان در درسی ضعيف اند يا چرا کمتر اظهارنظر می کنند يا چرا زياد صحبت می کنند و….به عبارت ديگر، در مدرسه ی پيشرو نه تنها معلمان و دانش آموزان بلکه والدين نيز در اداره و اجرای برنامه های آموزشی و درسی نقش مؤثری دارند.

چگونه مدرسه پيشرو بسازيم؟

اولين شرط داشتن مدرسه پيشرو نگرش و نگاه نو نسبت به برنامه های آموزشی است. برنامه های آموزشی در کنار درس های رايج به ويژه در دوره ی آموزش عمومی بايد مشتمل بر هنر، کاردستی، ورزش، گردش های تفريحی، علمی،موسيقی و...نيز باشد.درصورت وجود اين فعاليت ها درمدرسه،دانش آموزان با اشتياق وارد مدرسه می شوند؛ زيرا اين فعاليت ها برای آنان شوق انگيز و شادی آور است. روزی يک معلم ژاپنی به پژوهشگری گفت: ((دانش آموزان نه برای آموختن و يادگيری بلکه برای ديدار با دوستانشان به مدرسه می آيند؛ بنابراين، من بيشترين تلاش خود را درکمک به دانش آموزان درپيدا کردن دوست صرف می کنم. بويژه وقتی مشاهده کنم که دانش آموزی در يادگيری کند است،می کوشم او را به گروه های مختلفی از دانش آموزان پيوند دهم.))به اعتقاد اين معلم،مهم ترين وظيفه او در مدرسه، ايجاد رابطه ی دوستانه بين دانش آموزان است. وقتی به ميان دانش آموزان می رويد، آنها در مورد پيوند، ارتباط و همکاری خود با ساير دانش آموزان می گويند:(( وقتی دانش آموز در يکی از دروس- مثلاً رياضی- به ما کمک می کند، ما هم در درسی که او نيازمند کمک است،او را ياری می دهيم و می دانيم که اگر در يک درس کمی عقب تريم، در دروس ديگر اين ضعف را جبران می کنيم.))

در مدرسه پيشرو، دانش آموزان نه تنها در فعاليت های آموزشی و درسی مشارکت فعال دارند بلکه در اداره مدرسه  و حتی پرورش حرفه ای معلمان نيز شرکت می کنند. به عبارت ديگر، مدرسه ای موفق، مؤثر و پيشرو است که سعی کند کودکان را در برنامه های مدرسه شرکت دهد و از فکر، نظر، خلاقيت و استعدادهای آنها در اداره ی مدرسه بهره ببرد. چگونه می توتن اين زمينه را برای مشارکت دانش آموزان فراهم ساخت؟ مهم ترين ابزار برای انجام دادن اين کار، باورهای سازنده ماست. ما بايد بيش از پيش خود را باور کرده و به توانايی های آنها اعتماد کنيم. در يکی از شماره های مجله ی ((ناشنال جئوگرافيک ورد)) ويژه ی کودکان در سال 1998 ، کودکی يازده ساله در پاسخ به اين سؤال که((به نظر شما بزرگسالان چه مطالبی را بايد بياموزند؟)) می گويد: (( بزرگ ترها همه چيز را می دانند اما يک چيز را نمی دانند و آن،  اين است که اگر به دقت به سخنان ما گوش دهند، خيلی چيزها از ما می آموزند و ما می توتنيم به آنها خيلی چيزها ياد بدهيم.))

سهيم کردن دانش آموزان در اداره مدرسه اصل مهمی است که کارکنان يک مدرسه پيشرومی توتنند آن را براساس باور سازنده ی خود نسبت به کودکان بنيان گذارند. ابزار ديگری که برای جلب مشارکت همگان در اداره ی مدرسه براساس نگرش نو به برنامه های آموزشی اهميت بسياری دارد، مشارکت معلمان در اين گونه برنامه ها و فعاليتهای مدرسه و برخورداری از حق تصميم گيری است. اگر معلم در برنامه های مدرسه مشارکت داده شود، مدرسه را خانه دوم خود می داند و برای بهبود و پيشبرد اهداف آموزشی تلاش می کند. پس به طور کلی، می توان گفت مدرسه پيشرو مدرسه ای است که همه ی عناصر انسانی آن يعنی مدير،معلمان،دانش آموزان و اوليای دانش آموزان و...در اداره مدرسه و برنامه ريزی و اجرای فعاليت های آموزشی سهيم اند.

     دومين شرط داشتن مدرسه پيشرو تجزيه و تحليل برنامه های آموزشی با رويکردی نوين است. اين يکی از چالش های جهانی قرن بيست و يکم درآموزش وپرورش است که توچه ما را به سمت رويکرد نوين به برنامه ريزی آموزشی جلب می کند. رويکرد سنتی به برنامه ريزی آموزشی، رويکردی سيستم گراست و به درون داده ها توجه دارد؛ مثلاً وقتی از مسائل اساسی آموزش و پرورش سخن به ميان می آيد، کمبود منابع مالی، نيروی انسانی،فضای آموزشی، وسايل کمک آموزشی، جمعيت دانش آموزی و مسائلی از اين دست را حائز اهميت فوق العاده می داند؛ آنها را در اولويت نخست قرار می دهد و کاستی های نظام آموزشی را نيز به آنها مربوط می کند. درمقابل، رويکرد نوين نتيجه گراست و به محصول و برون دادها توجه دارد.دراين نگرش،فرايند ياددهی_ يادگيری وآنچه در آن اتفاق می افتد، مهارت هايی که دانش آموز در نظام آموزشی کسب می کند، زندگی آموزشی در مدرسه و کلاس درس، کارکردها و نقش مدرسه در قبول مسؤوليت و ميزان تعهد و انتقاد پذيری دانش آموز، نحوه ی نگرش او به زندگی و هدف هايی که برای زندگی در نظر دارد، ارتباط مدرسه با جامعه در اولويت نخست قرار می گيرد.

مقايسه ی رويکردهای نوين و سنتی تفاوت های فاحشی را ميان اين دو رويکرد ترسيم می کند. رويکرد نوين به ((برون دادها)) توجه دارد و فرايند ياددهی_ يادگيری را مد نظر قرار می دهد. در اين رويکرد فعاليت های مدرسه، برنامه های آموزشی، ساختار مدرسه و اين که حاصل همه ی اين فعاليت ها چيست و چه انسانی از اين نظام بيرون می آيد، مورد نظر است. در اين رويکرد، کيفيت آموزش اهميت ويژه ای دارد.

به بيان ديگر، فقط اهميت ندارد که کلاس درس در زير يک چادر يا در مکانی مدرن با تجهيزات کامل برگزار شود،بلکه نکته مهم فعاليت هايی است که در آن صورت می گيرد،تعاملات انسانی است که آن را می سازد،روشهايی است که به کار گرفته می شود و تأثيراتی است که به همراه دارد. در رويکرد نوين به برنامه های آموزشی، دغدغه مسؤولان آموزش و پرورش ميزان بهره گيری دانش آموز از فعاليت های کلاسی، ميزان مشارکت آنها در مدرسه، کلاس و تمرين مهارت های فردی و اجتماعی و به عبارتی مهارت های زندگی است. بر پايه ی اين نگرش، هر مشکلی ناشی از مسائل مالی نيست و با امکانات اقتصادی هم رفع نمی شود. در رويکرد سنتی توجه همه به کميت هاست؛ بنابراين،راه حل بيشتر مسائل در امکانات اقتصادی جست وجو می شود ولی آنچه مدرسه پيشرو را می سازد نگاه متفاوت به تعاملات درونی نظام آموزشی، کيفيت برون دادهای مدرسه و نقش امکانات مالی در بهبود کيفيت آموزشی است. براساس اين نگرش، داشتن مدرسه پيشرو با وجود کمبود منابع مالی نيز امکان پذير است و حتی مدرسه ای که در آن کامپيوتر نباشد، می تواند شوق انگيز باشد. در رويکرد نوين، فناوری های آموزشی پيچيده و گران قيمت ضامن بهبود کيفيت تلقی نمی شود بلکه کم ارزش ترين شیء پيرامون فرد، خانه، مدرسه، کلاس، معلم و دانش آموز نيز می تواند يک وسيله ی کمک آموزشی باشد و فرد را در فرايند ياددهی_ يادگيری برای آموزشی اثربخش ياری دهد.

امروزه نقش و کارکردهای نظام آموزشی و عناصر آن از قبيل معلم، دانش آموز، برنامه ها و محتوای درسی و....

در حال تغيير است. بحث از مدرسه بدون ديوار مطرح است و فناوری های نوين ارتباطات و اطلاعات نظرها و انديشه های نوينی را با خود به کلاس درس آورده اند. امروزه بيش از هر چيز بر محصول و کارکرد نظام آموزشی تأکيد می شود؛ بنابراين، همه ی ما به بازسازی رويکردهای خود به نظام آموزشی نيازمنديم تا مسائل و توانايی های آن را بار ديگر تعريف و سازماندهی کنيم و از منظر نوينی به آن بنگريم. برای تغيير در ساختار، کارکردها و بهبود کيفيت آموزشی مدرسه بايد قبل از ايجاد هرگونه تغييری، نگرش ها و رويکردهای خود را نسبت به توانايی ها نيازها و دشواری های آموزش و پرورش از نو بسازيم. هدف ما بايد تربيت شهروندانی باشد که مهارت های لازم برای زندگی در يک جامعه ی رو به پيشرفت را همراه با درک ضرورت های زندگی در جهان امروز به دست آورند؛ حرمت انسانها و حقوق ديگران را پاس بدارند، ياد بگيرند و از تجربه های ديگران بهره برداری کنند؛ يادگيری را به جهان خارج از مدرسه گسترش دهند و از فرهنگ ها و تمدن های مختلف درک درستی داشته باشند. بر هويت ملی، فرهنگی خود تأکيد کنند و توانايی تعامل سازنده و پويا با ساير تمدن ها و فرهنگ ها را در خود تقويت نمايند.