ایدئولوگ های روان شناسی رشد
در این قسمت پاورپینتی با موضوع ایدئولوگ های روان شناسی رشد جهت استفاده همکاران محترم و محترمه قرار داده شده است امید است که مورد عنایت شما واقع شود . برای دانلود فایل حاوی آن اینجا کلیک نمایید .
در این قسمت پاورپینتی با موضوع ایدئولوگ های روان شناسی رشد جهت استفاده همکاران محترم و محترمه قرار داده شده است امید است که مورد عنایت شما واقع شود . برای دانلود فایل حاوی آن اینجا کلیک نمایید .
در این پست جهت استفاده همکاران محترم و محترمه مقاله ای تحت عنوان مبانی هوش معنوی قرار داده شده است . برای دانلود فایل حاوی آن اینجا کلیک نمایید.
کمال معلٌم در آنست که :
• متواضع و فروتن باشد و از کبر و عجب پرهیز نماید و از انجام اموری که در عهده و توانایی او نیست خودداری کند . واز فراگرفتن چیزی که نمیداند استنکاف ننما ید و تصنٌع و صحنه سازی نسبت به چیزی که میداند بکار نبرد .
• روش او در تربیت، عمل به علم باشد! یعنی به چیزی که د یگران را به آن امر می کند عامل باشد و همه حالات و سکنات او حاکی از کمال و وقار باشد .
• برای پیشگیری از سوء رفتار شاگردان و جلوگیری از ارتکاب خلاف آنان با اشاره و کنایه عمل نماید و در صورت لزوم ، آشکارگو یی و تصریح او برای شاگردان همراه با لطف و محبت و صبر و مودٌت باشد و شاگردان را جهت تخلف و سوء رفتار سرزنش و تو بیخ ننماید زیرا آشکار گو یی و بیان صریح هیبت و ابهت مربیان را از هم می گسلد و موجب جرأت و جسارت شاگردان در انجام عمل سوء اخلاقی می گردد .
ارسطو می گوید :
افتخار كسانی كه به كودكان تعلیم میدهند، بیش از كسانی است كه آنها را به وجود میآورند.
نقش رنگ فضای مدرسه در بهداشت روانی دانش آموزان
نویسنده : سرکار خانم شادي طلوعي
ايمني رواني در مدارس ، توجه به رنگ درب و دیوار کلاس و مدرسه به گفته يكي از معلمان ، دانش آموزي كه از ايمني رواني برخوردار است از مهارت هاي گوناگوني كه در مدرسه كسب كرده با اعتماد به نفس كامل و به موقع استفاده مي كند و مي تواند در مواقع حساس درست تصميم بگيرد.
سلامت جسماني + سلامت رواني = انسان سالم
ميزان آشنايي معلمان دوره هاي آموزشي با ويژگي هاي عاطفي و رواني دانش آموزان در سنين مختلف يكي از عواملي است كه مي تواند تأمين كننده ايمني رواني دانش آموزان باشد. بهداشت رواني دانش آموز اگر نگوييم بيشتر از سلامت جسماني او حايز اهميت است، لااقل به همان اندازه مهم و قابل توجه است.
در علم روانشناسي، بهداشت رواني به قابليت برقراري ارتباط هماهنگ با ديگران، تغيير و اصلاح محيط فردي و اجتماعي و حل تضادها و تمايلات شخصي به طور منطقي، عادلانه و مناسب گفته مي شود. كودكي كه از ايمني رواني برخوردار است توانايي احترام به خود را داراست و مي تواند توانايي هايش را در حد واقعي و همان طور كه هست قلمداد كند، در مدرسه ارتباط خوبي با همكلاسي هايش برقرار كند و دوستي و احترام ديگران را جلب كند. اين كودك در آينده نيز قادر خواهد بود نيازهاي زندگي شخصي اش را تأمين كند و از اعتماد به نفس خوب و روحيه اي شاد برخوردار باشد.
مديريت احساسات کودکان، چالش بزرگ والدين مطلقه
يکي از مهم ترين چالش هاي افراد طلاق گرفته اين است که چگونه موضوع جدايي شان را به فرزندان بگويند و سوالات و شبهات آنان را چطور پاسخ گو باشند و در واقع چطور احساسات آنان را مديريت کنند؟ اگر از همسرتان جدا شديد و اکنون نمي دانيد چگونه بايد فرزندانتان را در جريان اين موضوع قرار دهيد نکاتي که در ادامه بيان مي شود مي تواند تا حدودي به شما کمک کند:
* والدين بايد به ياد داشته باشند که الگوهاي فرزندانشان هستند و فرزندان صداي رفتار آنها را بيشتر از صداي گفتارشان مي شنوند بنابراين اولين نکته در مواجهه با اين موضوع اين است که به خاطر بسپارند صداقت، اولين اصلي است که در اين زمينه بايد رعايت شود.
بچه ها لازم است حقيقت را از والدين بشنوند. بايد احساسات فرزندانتان را بشنويد و به هيچ عنوان نبايد به احساساتي که فرزندان نسبت به موضوع جدايي دارند بي توجه باشيد، پذيرش احساسات فرزندان و همدلي کردن با آنها بخش مهمي از اين جريان است.
* بايد آن ها موضوع جدايي را بدون شاخ و برگ اضافي بدانند و دروغ و خيال بافي هم در کار نباشد. به بچه ها بگوييد که از هم جدا شده ايد و علت آن چه بوده است البته لزومي ندارد که جزئيات خصوصي روابط خود را بازگو کنيد.
* والدين بايد بدانند که در ميان گذاشتن اين موضوع با بچه ها نياز به زمان و تکرار دارد والدين اغلب تصور مي کنند بايد درد و رنج ناشي از جدايي را از کودکان پنهان کنند، برخي از والدين معتقدند که با اين شيوه، از وارد آمدن صدمه به بچه ها و ناراحتي آن ها جلوگيري مي کنند در صورتي که شايد اين بدترين انتخاب باشد چرا که بچه ها مي دانند که مشکلاتي وجود دارد بنابراين با سکوت درباره اين موضوع در واقع به آن ها مي گوييد که دروغ گو هستيد و نمي توان به شما اعتماد کرد.
در این مطلب چند نمونه از مهمترین اصولی که شما باید به عنوان پدر یا مادر تا پیش از ورود فرزندتان به مدرسه به او بیاموزید ذکر شده است. با آموختن چنین مسائلی به او کمک می کنید هنگام ورود به اجتماع و در ارتباط با دیگران از ارتباطاتش لذت بیشتری ببرد.بسیاری از والدین گمان می کنند نیازی نیست به کودکان در سنین پیش از دبستان اصول و ارزش های مهم اخلاقی و انسانی آموخته شود چون آنها کم سن و سال هستند و درک این مسائل برایشان دشوار است یا اینکه آموختن این مسائل را به آموزگاران واگذار می کنند.امروزه بیشتر والدین با فرزندانشان طوری رفتار می کنند که گویی فقط آنها در دنیا اهمیت دارند و بر همه مقدم هستند. در حالی که این یکی از بزرگترین اشتباهاتی است که والدین در ارتباط با فرزندانشان مرتکب می شوند و در آینده حتی خودشان نیز گرفتار عواقب چنین رفتار نادرستی خواهند شد. فرزندان شما از لحظه تولد از قدرت فهم و درک برخوردارند و از همان لحظه ورود به دنیا باید تربیت شوند.
صداقت
به کودکتان کمک کنید راهی برای بیان واقعیت بیابد:
بهترین راه برای اینکه به کودکتان بیاموزید صداقت داشته باشد و هرگز دروغ نگوید این است که خودتان برایش الگوی راستگویی و صداقت باشید. به این داستان توجه کنید: سارا پسری سه ساله به نام آریا دارد و می خواهد کاری کند که آریا برای مدتی از دوستش محمود دور باشد چون به تازگی آریا عصبی شده و مرتب با محمود دعوا می کند، یک روز وقتی مادر محمود به او زنگ زد تا قراری بگذارد که بچه ها با هم بازی کنند سارا در حضور آریا گفت که آریا مریض است و نمی تواند بازی کند. بعد از آن آریا از مادرش پرسید: مامان من مریضم؟! و سارا با لبخندی او را بوسید و گفت: نه پسرم من همینطوری گفتم. اکنون آریا گیج و سردرگم شده اما در نهایت توانست برای خودش یک نتیجه گیری کند: دروغ گفتن امری عادی است و مردم همه می توانند از این تکنیک استفاده کنند، پس من هم می توانم دروغ بگویم واین اشکالی ندارد. کودکان پاسخ بسیاری از سوالاتشان را بدون اینکه از شما بپرسند تنها با مشاهده رفتار و گفتار شما دریافت می کنند پس مهم است که شما از هرگونه دروغ و پنهان کاری حتی بی ضررترین آنها در حضور فرزندانتان بپرهیزید. مثلا به فرزندتان هرگز نگویید: به پدرت نگو که امروز شکلات خریدیم.
کودکان دیر آموز
نویسنده: سرکار خانم آزیتا محمودپور
تعریف کودکان دیرآموز
کودکانی را دیرآموز میخوانیم که از نظر هوشی در محدوده هوشبهر بین ۷۰ تا ۸۴ قرار گرفتهاند یعنی یک تا دو انحراف استاندارد پایینتر از میانگین سنی خودشان قرار گرفتهاند و دارای عملکرد طبیعی ضعیف هستند.
این کودکان تنها در حیطه مهارتهای تحصیلی دارای عملکردی محدودتر و ضعیفتر نسبت به همسالان خود هستند و در سایر رفتارهای انطباقی و سازشی فاقد هرگونه نقص قابل ملاحظهای میباشند و مثل همسالان خود دارای تفاوتهای فردی در حیطههای مختلف رفتاریاند.
● ویژگیهای کودکان دیرآموز
این کودکان تمرکز و دقت کافی و رغبت به کارهای فکری و ابتکاری ندارند، قادر به طرح نقشه و برنامهریزی برای خود و دیگران نیستند ولی ممکن است با تمرین و ممارست در کارهای عملی و حرفهای موفق شوند.
بیشتر این افراد در خانواده و جامعه به طور تقریباً عادی زندگی میکنند و جز در مواردی که انتقاد، استدلال و بیان لازم است تفاوت محسوسی با دیگران نشان نمیدهند.
این افراد اگر دچار آشفتگیهای عاطفی نشوند، مطیع، فرمانبر، آرام و سازگار و در کنار همسری عاقل و مطیع و یا همکاری دلسوز و شکیبا میتوانند خود و اطرافیان را از آرامش بهرهمند سازند.
اشتغالات فنی و حرفهای و ورزشی در رشد و پرورش شخصیت این افراد مؤثر است و علاقه زیادی به آن نشان میدهند.
▪ برخی از مشخصات اصلی و بارز این دانشآموزان عبارتنداز:
ـ در درک مفاهیم و یادگیری مطالب، کندتر از متوسط کلاس هستند.
ـ در تشخیص روابط پیچیده ضعیف هستند.
- از درک مفاهیم انتزاعی یا مجرد عاجز هستند.
- برای یادگیری مطالب درسی، به تمرینهای بیشتری نیاز دارند.
ـ دامنه معلومات عمومی آنان نسبت به همسالان خود محدودتر است.
- خزانه لغات محدودتری نسبت به همسالان خود دارند و از دستور زبان سادهای که ویژه دانشآموزان کوچکتر است، استفاده میکنند.
- در خواندن و فهمیدن کتابهای درسی دچار اشکال هستند.
- در انجام تکالیف درسی معمولا۲ ً تا ۳ سال از همسالان خود عقب هستند.
- معمولاً برخی معلمان بدون توجه به محدودیت تواناییهای ذهنی این گروه از دانشآموزان آنان را سرزنش و با دیگران مقایسه میکنند و چنین برخوردهایی موجبات شکست و دلزدگی بیشتر آنان را نسبت به تحصیل فراهم میسازد، اصولاً یأس و ناامیدی ناشی از شکست در مدرسه، اعتماد و اطمینان به خود را کاهش میدهد و چنین القا میکند که من به درد هیچ کاری نمیخورم.
شرح حال فروید
زیگموند فروید در ششم ماه مه 1856 میلادی در منطقه مراویای اطریش که بخشی از جمهوری چک کنونی است دیده به جهان گشود . نام پدر فروید ژاکوب و نام مادرش آمایی . خانواده فروید از یک خانواده قدیمی یهودی بود که به علت یهودی بودن از اعتبار و اهمیت چندانی برخوردار نبودند . فروید تا سن ده سالگی به مدرسه نرفت و بطور غیررسمی در خانه مشغول فرا گرفتن خواندن ، نوشتن و حساب کردن بود . در خلال سالهای تحصیل همواره شاگردی سختکوش و علاقمند بود بطوریکه در هفده سالگی با بهترین مدارج علمی از دبیرستان فارغ التحصیل شد . از آنجایی که یهودیان در آن زمان فقط میتوانستند در مشاغلی همچون قضاوت ، پزشکی و بازرگانی فعالیت داشته باشند دامنه انتخابهای او در زمینه علم محدود بود . فروید علیرغم علاقه به علم گیاه شناسی ابتدا به رشته حقوق روی آورد ولی به زودی از آن رویگردان شد و در سال 1873 میلادی به دانشکده وین روی آورد .فروید یک ماده گرای ملحد و یک فیزیولوژیست طرفدار علم بود . او دید ماده گرایانه و ملحدانه را از مکتب بروک و هلمهولتز گرفته بود . نیمه اول زندگی فروید صرف تحقیقات فیزیولوژی وعصب شناسی شد ولی در هیچیک از این دو زمینه موفقیت چندانی بدست نیاورد . فروید سرانجام پس از تحقیقات فراوان در سال 1881 و در سن 25 سالگی موفق به اخذ درجه دکترا در طب شد . چون فروید برای شروع کار پزشکی خود نیاز به به گذراندن یک دوره کاروزی داشت، در سال 1882 از موسسه بروک استعفا داد و یک دوره سه ساله را در بیمارستان عمومی وین آغاز کرد . پس از شش ماه کار بیمارستانی به کلینیک روان پزشکی تئودور می نرت منتقل شد . درسال 1885 فروید برای تکمیل تحصیلاتش به خرج دانشگاه و نزد شارکو یکی از عصب شناسان نامی قرن نوزدهم رفت . فروید با ترجمه دروس شارکو به زبان آلمانی توجه او را به خودش جلب کرد . در سالپتریه زیر نظر شارکو مطالعاتی در زمینه هیستری انجام داد و به این نتیجه رسید که باید فلج عضوی را از فلج کنشی ( فونکسیونل ) متمایز دانست . شارکو فلج کنشی هیستریک را غده پویای نامرئیی میدانست اما فروید هنوز آنرا نپذیرفته بود .