نقد و بررسي نظريه تکامل (داروينيسم)
نقد و بررسي نظريه تکامل (داروينيسم)
پیروان نظریهى تبدّل انواع، در اثر نگرشهاى متفاوت به ساختهاى گوناگون طبیعت، به روى كردهاى مختلف دست یافتند; از این رو در هر مقطع تاریخ، فرضیههاى جدیدى جهت راندن تئورىهاى رقیب عرضه گردید. مكتبهاى لاماركیسم (Lamarquisme) نئو لا ماركیسم (New Lamarquisme) داروینیسم (Darwinisme) نئو داروینیسم (New darwinisme) و مكتب قایلان به جهش و موتاسیون (Mutation) پنج مكتب از مكاتب تئورى تبدل و تحوّل انواع به شمار مىروند . كه ضمن توضیح مختصر آنها به استقبال پى آمدهایشان مىرویم.
مكتب لاماركیسم
همان گونه كه گفته شد، لامارك ـ جانور شناس فرانسوى ـ نخستین زیست شناسى بود كه فرضیهى تحوّل را تا حدودى برپایهى علمى استوار كرد. وى در سال 1801.م نظریهى خود را با انتشار كتاب «فلسفهى جانور شناسى» اعلام نمود. وى قوانین طبیعى را خارج از مشیّت ازلى الهى نمىپنداشت و محرك اصلى تكامل را نیرویى مىانگاشت كه از طریق قانون استعمال و عدم استعمال، موجب پیدایش انواع عالى تر مىشد. لامارك معتقد بود كه هر موجود جاندارى در مرتبهى اول، بسیار پست و ساده بوده كه به سبب علل و عواملى به انواع برترى تحوّل یافته است. آن عوامل عبارتند از: شرایط محیط، استعمال و عدم استعمال اعضا، میل و ارادهى جانور، انتقال صفات اكتسابى.
پشت هیچستانم....